کدام کفپوش را نصب میکنید؟
بازار ایران چهار محصول متفاوت را با یک نام میفروشد، و روش نصب هر چهار با هم فرق دارد. بخش بزرگی از خطاهایی که در ادامه میخوانید از همینجا شروع میشود: کسی روشِ محصول دیگری را روی محصول خودش اجرا میکند.
پیش از هر کار دیگری، تکلیف این را روشن کنید.
چهار محصولی که در بازار «پارکت» نامیده میشوند
| محصول | مغزی | روش نصب | درز انبساط دور کار | سازگاری پیش از نصب |
|---|---|---|---|---|
| پارکت لمینت | چوب فشردهٔ پرتراکم (HDF) | شناور، با قفل کلیک | لازم است، ۸ تا ۱۰ میلیمتر | بسته به سازنده |
| پارکت چوبی و مهندسی | چوب توپر یا چند لایه چوب | چسبی روی بستر، یا میخی روی چوببست | در روش چسبی موضوعیت ندارد | لازم است |
| کفپوش کلیکی SPC و وینیل | مغزی معدنی یا پلیمری | شناور، با قفل کلیک | لازم است، با عددی متفاوت از لمینت | قاعدهاش وارونهٔ لمینت است |
| وینیل خودچسب | ورقهٔ پلیمری نازک | چسبانده به بستر، بدون شناوری | ندارد | آمادهسازی سطح جای آن را میگیرد |
«نصب شناور» یعنی کفپوش به هیچ نقطهای از بستر و دیوار متصل نمیشود و فقط با وزن خودش و قفل تختهها سر جایش میماند. این آزادی حرکت، شرط سلامت آن است.
روش کارِ دو محصول چوبی و دو محصول پلیمری را جای دیگری آوردهایم: [روش نصب پارکت چوبی](نصب پارکت چوبی و مهندسی) و [نصب کفپوش کلیکی و وینیل](نصب کفپوش SPC و PVC). بقیهٔ این صفحه دربارهٔ کفِ شناورِ کلیکی است، که حالت متعارف بازار هم همان است.
از روی خودِ تخته چطور تشخیص دهید
اگر جعبه برچسب خوانا ندارد، خودِ تخته چهار نشانه به شما میدهد. یک قطعه بردارید و به ترتیب زیر پیش بروید.
- تخته را در دست بگیرید و وزنش را با هماندازهاش بسنجید. مغزی معدنی محسوستر از چوب فشرده سنگین است.
- گوشهٔ یک قطعهٔ اضافه را ببرید و مقطع را نگاه کنید. مغزی قهوهای مایل به خاکستری و متراکم، چوب فشرده است؛ مقطع یکدست و بدون بافت چوبی، مغزی پلیمری یا معدنی است؛ لایههای چوبیِ قابل شمارش، پارکت مهندسی است.
- لبهٔ طولی را نگاه کنید. زبانهای که با یک برجستگی قلابمانند تمام میشود، قفل کلیک است و کفپوش شناور میخواهد. زبانهٔ صاف و بدون قلاب، برای اتصال با چسب ساخته شده است.
- پشت تخته را نگاه کنید. لایهٔ فومی چسبیده به پشت، یعنی زیرلایه همراه محصول آمده است؛ فیلم چسب با کاغذ محافظ، یعنی محصول خودچسب است.
الگوی چیدمان و جهت نصب را پیش از خرید تعیین کنید
جهت و الگو دو تصمیماند که بیشتر مردم آنها را وسط کار میگیرند، در حالی که هر دو روی مقدار خریدتان اثر میگذارند. پس جایشان همینجاست، پیش از رفتن به فروشگاه.
جهت. پیشفرض این است که تختهها موازی با جهت تابش نور از پنجرهٔ اصلی اجرا شوند، یعنی در امتداد نوری که وارد اتاق میشود. در این حالت نور در راستای درزها میافتد و لبهٔ هر درز سایهٔ کمی میسازد. اگر تختهها عمود بر نور چیده شوند، نور به لبهٔ هر درز میخورد و روی کف تمامشده یک خط سایهٔ ممتد در هر ردیف دیده میشود؛ باورِ پشت این خطا معمولاً این است که جهت نصب فقط یک انتخاب سلیقهای است.
یک قید بر این پیشفرض مقدم است: در فضای باریک و کشیده مانند راهرو، جهت طول فضا انتخاب میشود، حتی اگر با نور نخواند. تختههای عرضی در یک راهرو، فضا را کوتاهتر نشان میدهند و برشهای زیادی هم لازم دارند.
الگو. چیدمان موازی و چیدمان آجری، که در آن ردیفها نسبت به هم جابهجا میشوند، حالت متعارفاند و کل روشِ این صفحه برای همان دو نوشته شده است. چیدمان مورب و چیدمان جناغی ظاهر متفاوتی میسازند و در عوض هم پرت بیشتری دارند و هم کار را کندتر میکنند. اجرای جناغی از این هم فراتر میرود: تختههای چپ و راست جداگانه لازم دارد و از خط مرکزی اتاق شروع میشود، نه از گوشه. اگر این الگو را انتخاب کردهاید، روشش را در [اجرای الگوی جناغی](اجرای الگوی جناغی و شورون) دنبال کنید.
چقدر بخرید: متراژ و درصد پرت
مساحت را از ضرب طول در عرض به دست بیاورید و فضاهای متصل را جداگانه حساب کنید. عدد حاصل کف کارِ شماست و آنچه میخرید همیشه از آن بیشتر است.
مقدار اضافه را بازار معمولاً با یک عدد ثابت اعلام میکند. پرت اما عدد ثابتی ندارد و به دو چیز وابسته است که در هر خانه فرق میکنند.
| الگو | چه چیزی پرت را میسازد |
|---|---|
| موازی و آجری | فقط برش دو انتهای هر ردیف. قطعهٔ بریدهشدهٔ انتهای هر ردیف، اگر از حداقل طول قطعه بلندتر باشد، آغازگر ردیف بعد میشود |
| مورب | هر دو انتهای هر ردیف زاویهدار بریده میشود و قطعهٔ اضافه معمولاً در جای دیگری جا نمیافتد |
| جناغی و شورون | برشهای زاویهدار بهعلاوهٔ اجبار به تفکیک تختههای چپ و راست، که آزادی جایگزینی را از شما میگیرد |
عامل دوم شکل اتاق است. یک اتاق مستطیل ساده کمترین پرت را دارد؛ اتاق پرگوشه، با نیش و ستون و درگاههای متعدد و دیوارهای غیرگونیا، برای هر مانع یک برش جداگانه میطلبد و قطعهٔ اضافهٔ هر برش معمولاً دور ریخته میشود.
روشی که به شما عدد واقعی میدهد، نقشه است. پلان اتاق را روی کاغذ شطرنجی بکشید، عرض تخته را روی آن ردیفبندی کنید و ردیفها را با رعایت اختلاف درز بچینید. آنچه از این تمرین درمیآید، هم تعداد بسته را به شما میگوید و هم نشان میدهد ردیف اول و آخر با چه عرضی تمام میشوند، که تصمیم بعدی شماست.
شرایطی که پیش از شروع باید برقرار باشد
چهار شرط باید همزمان برقرار باشند، و هیچکدام با نگاهکردن به کف معلوم نمیشود. کفی که تمیز و خشک به نظر میرسد، میتواند هر چهار شرط را رد کند.
روشِ اصلاحِ کفی که مردود شده، بسته به اینکه سیمان است یا سرامیک یا موزاییک یا چوب، فرق میکند و جای دیگری آمده است: آمادهسازی کف موجود آنچه در ادامه میآید معیارهای پذیرش است، که برای تصمیمگیری در همینجا لازمشان دارید.
رطوبت کف: چرا «۱۲ درصد» معیار درستی نیست
عدد ۱۲ درصد روی صفحههای فارسی زیاد تکرار میشود و به کف سیمانی نسبت داده میشود. این عدد معیار رطوبت چوب است. رطوبت چوب و رطوبت کفسازی معدنی دو کمیت متفاوتاند، با دو دستگاه متفاوت اندازهگیری میشوند، و عددشان با هم قابل مقایسه نیست.
آنچه برای کفسازی معدنی معیار است، رطوبت باقیمانده در جرم آن است، که با دستگاه کاربید سنجیده میشود، یا رطوبت نسبی داخل خودِ کفسازی، که با کاوشگر سنجیده میشود.
| نوع کفسازی | بدون گرمایش از کف | با گرمایش از کف |
|---|---|---|
| سیمانی و بتنی، با دستگاه کاربید | حداکثر ۲ درصد | حداکثر ۱٫۸ درصد |
| انیدریت و گچی، با دستگاه کاربید | حداکثر ۰٫۵ درصد | حداکثر ۰٫۳ درصد |
| هر دو، با روش کاوشگر | حداکثر ۶۵ درصد رطوبت نسبی | حداکثر ۶۵ درصد رطوبت نسبی |
برای کفسازی تازه، یک قاعدهٔ زمانی سرانگشتی هم وجود دارد: حدود یک هفته به ازای هر سانتیمتر ضخامت تا ۴ سانتیمتر، و از آن به بعد نامتناسب بیشتر. این قاعده برای برنامهریزی به کار میآید و جای اندازهگیری را نمیگیرد. کفسازیای که در ساختمان سرد و بیتهویه ریخته شده باشد، دو برابر این زمان هم خشک نمیشود، و کفسازیای که با تهویهٔ خوب زودتر خشک شده، لازم نیست منتظر تقویم بماند.
اگر دستگاه در دسترس ندارید. دستگاه کاربید و جعبهٔ هیگرومتر ابزار پیمانکاریاند و ممکن است به دستتان نرسند. در این حالت یک آزمون ساده انجام دهید که ابزار نمیخواهد.
یک ورق پلاستیک شفاف حدود ۶۰ در ۶۰ سانتیمتر روی کف بگذارید و هر چهار لبهاش را کامل با نوار بچسبانید تا هوا رد نشود. همین کار را در چند نقطه از اتاق تکرار کنید و یکی از نقطهها را نزدیک دیوار خارجی بگذارید. ورقها را ۲۴ تا ۷۲ ساعت دستنخورده رها کنید. اگر سطح زیرین پلاستیک قطرات بخار گرفت یا رنگ کف زیر ورق تیرهتر از اطرافش شد، کف مردود است.
آنچه این آزمون ثابت نمیکند مهمتر از آن چیزی است که ثابت میکند. نتیجهٔ منفی، خشک بودن کف را تأیید نمیکند؛ فقط نشان میدهد رطوبت آنقدر بالا نبوده که در این مدت خودش را نشان دهد. برای کفسازی تازه یا زیرزمین، اندازهگیری با دستگاه جایگزین ندارد. اگر آزمون مردود شد یا کف نمناک بود، پیش از هر کار دیگری سراغ سنجش رطوبت کفسازی بروید.
خطایی که این معیار جلویش را میگیرد، معمولاً شش ماه بعد خودش را نشان میدهد: کف در فصل تغییر دما باد میکند و درزهایش بالا میزنند، در حالی که هنگام نصب هیچ نشانهای دیده نشده بود.
صافی و تراز کف: یک معیار قابل اندازهگیری
هر منبعی میگوید کف باید صاف باشد و تقریباً هیچکدام نمیگویند صاف یعنی چه. معیارِ عملی برای کف شناور این است: زیر یک شمشهٔ یکمتری، بیشترین فاصلهٔ میان لبهٔ شمشه و کف نباید از حدود ۳ میلیمتر بگذرد. رواداری عمومی ساختمان در همین فاصله عدد بازتری میدهد، ولی کف شناور روی موج مینشیند و قفل تختهها بار خمشی را تحمل نمیکند، پس عدد سختگیرانهتر مبناست. اگر برگهٔ سازندهٔ محصول عدد خودش را داده باشد، همان مقدم است.
سنجیدنش یک تمرین چنددقیقهای است.
- شمشه را روی کف بگذارید و آن را در راستاهای مختلف بچرخانید، از جمله در دو قطر اتاق.
- یک ورق کاغذ معمولی را از وسط شمشه به سمت بیرون بکشید. هرجا کاغذ آزادانه رد شد، آنجا یک گودی است.
- عمق آن گودی را با گوه یا با چند برگ کاغذ روی هم اندازه بگیرید.
- نقاط بلند را هم به همین ترتیب پیدا کنید: شمشه روی نقطهٔ بلند تاب میخورد و دو سرش از کف فاصله میگیرد.
اگر کف از این معیار رد شد، اصلاحش به نوع سطح بستگی دارد و روشش را در اصلاح ناترازی کف آوردهایم. صاف کردن با زیرلایهٔ ضخیمتر راهحل نیست و در بخش زیرلایه به دلیلش میرسیم.
دما و رطوبت هوا در زمان نصب
سه عدد باید همزمان برقرار باشند، و دو تای اول را در دو جای متفاوت اندازه میگیرند.
دمای هوای اتاق دستکم ۱۸ درجه؛ دمای خودِ سطح کف دستکم ۱۵ درجه؛ رطوبت نسبی هوا میان ۳۰ تا ۷۰ درصد. منابعی که عدد پایینتری برای دما میدهند، دمای هوا را میگویند و از دمای سطح کف حرفی نمیزنند. روی کف سردِ زیرزمین یا واحد پیلوت، هوای ۱۸ درجه بهتنهایی کافی نخواهد بود؛ تختهای که روی سطح سرد مینشیند دمای همان سطح را میگیرد.
این شرایط باید در تمام مدت نصب و در روزهای پیش از آن برقرار باشد، نه فقط در ساعت کار.
اگر گرمایش از کف دارید
سیستم گرمایش از کف دو قید بر انتخاب زیرلایه میگذارد و یک قید بر برنامهٔ کارتان.
حداکثر دمای سطح کف در بهرهبرداری ۲۷ درجه است، و کنترلش فقط با ترموستاتی ممکن است که حسگرش زیر کفپوش کار گذاشته شده باشد؛ ترموستات هوا این حد را تضمین نمیکند.
قید دوم، مقاومت حرارتی است. مجموع مقاومت حرارتی زیرلایه و کفپوش، وقتی گرمایش از کف منبع اصلی گرمایش خانه است، از ۰٫۱۵ نباید بگذرد، و وقتی سیستم فقط نقش کمکی دارد این حد به حدود ۰٫۱۸ میرسد. عددش را برگهٔ فنی زیرلایه و کفپوش میدهد و باید با هم جمع شوند.
باور رایجی که این عدد ردش میکند، این است که فوم ضخیمتر همیشه بهتر است. در خانهای با گرمایش از کف نتیجهٔ فوم ضخیم این میشود که گرما زیر کفپوش میماند و سیستمی که برایش هزینه کردهاید عملاً کار نمیکند.
قید سوم مربوط به زمانبندی است. سیستم را حدود سه روز پیش از نصب خاموش کنید تا بستر خنک شود، و پس از پایان کار دمای آن را تدریجی و در چند روز بالا بیاورید. بستر گرم در لحظهٔ نصب، تختهها را در حالت انبساطیافته قفل میکند.
بستهها را چه مدت و چطور در محل نگه داریم
اعدادی که برای این مرحله نقل میشوند از ۲۴ ساعت تا یک هفته در نوساناند، و این اختلاف واقعی است. بخشی از محصولات امروز صراحتاً اعلام میکنند که به سازگاری نیازی ندارند و بخشی ۲۴ تا ۷۲ ساعت میخواهند. مرجع، برگهٔ سازندهٔ همان محصول است.
اگر برگه در دسترس نیست، این را انجام دهید: بستهها را ۴۸ ساعت پیش از کار به محل بیاورید، بستهها را باز نکنید، آنها را وسط اتاق بگذارید، و از کف سرد و از دیوار خارجی جدا نگهشان دارید. یک بستهٔ دیگر زیرشان بگذارید تا مستقیم روی کف ننشینند.
سازگاری در اتاقی که هنوز به دما و رطوبت زمان بهرهبرداری نرسیده اتفاق نمیافتد؛ بستهای که سه روز در ساختمان سرد و بیگرمایش مانده، در همان حالت اولش است.
این نکته همان چیزی است که در عمل نادیده گرفته میشود. مصالح را زودتر به کارگاهی میبرند که هنوز پنجرههایش بسته نشده یا گرمایشش راه نیفتاده، چند روز آنجا میماند، و بعد نصب میشود؛ باورِ پشت این کار این است که مهم گذشتن چند روز است. آنچه واقعاً اهمیت دارد، رسیدن تختهها به همان دما و رطوبتی است که پس از سکونت خواهند داشت.
ابزار و مواد لازم
فهرست زیر آنچه را نام میبرد که کار لازم دارد، بدون هیچ نام تجاری. سه دستهٔ کاری از هم جدا شدهاند.
اندازهگیری و علامتگذاری
- متر نواری
- مداد نجاری
- گونیا
- شمشه، دستکم به طول یک متر. شمشهٔ کوتاه موجهای بلند کف را نمیبیند و کفی را قبول میکند که مردود است
- رطوبتسنج مناسب نوع بستر، یا مواد آزمون پلاستیک که پیشتر گفته شد
برش
- ارهٔ برقی یا دستی متناسب با نوع برشهایی که پیش رو دارید
- تیغهٔ ریزدندانه برای هر ارهای که استفاده میکنید. تیغهٔ درشت لبهٔ رویه را میکند و لبپریدگی روی سطح دیدهشدنی باقی میگذارد
- کاتر برای بریدن زیرلایه و بخاربند، نه برای بریدن تخته
جاانداختن
- گوهٔ فاصلهانداز برای نگهداشتن درز محیطی
- چکشگیر، یعنی همان بلوک کوبش که ضربهٔ چکش را پخش میکند و لبهٔ تخته را سالم نگه میدارد
- میلهٔ کششی برای قطعههایی که چکشگیر پشتشان جا نمیشود
- چکش لاستیکی
- نوار درزگیر برای زیرلایه و نوار مخصوص برای بخاربند
گوهٔ فاصلهانداز را میشود با تکههای اضافهٔ خودِ کفپوش جایگزین کرد، ولی نتیجه یکسان نیست: گوهٔ آماده در برابر ضربهٔ چکش سر جایش میماند و تکهٔ لمینت هر بار جابهجا میشود و درز را بیآنکه بفهمید کم میکند.
ایمنی برش و گردوغبار
پیش از هر برش، قطعه را روی تکیهگاه محکم کنید تا در میانهٔ کار حرکت نکند، و از عینک ایمنی استفاده کنید.
برش مغزی فشرده گردوغبار بسیار ریزی تولید میکند که در فضای بستهٔ داخل ساختمان معلق میماند؛ ماسکِ گردوغبار بزنید و اگر ممکن است برشها را بیرون از فضای کار انجام دهید.
زیرلایه و بخاربند: دو لایه با دو قاعدهٔ متفاوت
زیر یک کف شناور تا دو لایه قرار میگیرد و بیشتر مردم آنها را یکی میدانند. «زیرلایه» همان فوم است و کارش پخشکردن بار، کمکردن صدا و پوشاندن ناهمواریهای بسیار جزئی است. «بخاربند» یک فیلم پلیاتیلن است و کارش جلوگیری از رسیدن بخار آب کفسازی به مغزی کفپوش است.
نیاز به بخاربند به بستر بستگی دارد. روی هر بستر معدنی، یعنی سیمان، بتن، سرامیک و موزاییک، بخاربند لازم است. روی بستر چوبی لازم نیست و اجرایش زیان دارد، چون بستر چوبی باید بتواند رطوبتش را از بالا رها کند.
قاعدهٔ درز این دو لایه وارونهٔ یکدیگر است، و تعمیمدادن یکی به دیگری خطایی است که در لحظهٔ اجرا کاملاً بیضرر به نظر میرسد.
ترتیب و روش اجرا چنین است:
- فیلم بخاربند را روی بستر پهن کنید و لبهٔ هر عرض را ۱۵ تا ۲۰ سانتیمتر روی عرض قبلی بیندازید.
- تمام درزهای رویهمافتاده را با نوار مخصوص بچسبانید.
- فیلم را از دور تا دور اتاق ۵ تا ۸ سانتیمتر از دیوار بالا بکشید. اضافهاش را پس از پایان نصب و پیش از قرنیز ببرید.
- فوم را روی فیلم پهن کنید و لبههایش را لبهبهلبه و مماس بگذارید.
- درز میان دو عرض فوم را با نوار درزگیر بپوشانید.
اگر محصولی خریدهاید که فوم و فیلم را در یک لایه دارد، همان قاعده برقرار است: بخش فومی مماس مینشیند و لبهٔ فیلمی که از کنارش بیرون آمده روی عرض قبلی میافتد.
فومی که روی هم بیفتد، یک برجستگی خطی و دائمی زیر کف میسازد. تختههای روی آن خط با شیب بسیار کمی مینشینند، قفلشان تحت بار دائمی میماند، و نتیجه چند ماه بعد بهصورت صدا و لقی در همان خط ظاهر میشود؛ باورِ پشت این کار این است که همپوشانی محکمتر و مطمئنتر است.
انتخاب نوع و ضخامت فوم، بهویژه اگر گرمایش از کف دارید یا کفها صدا منتقل میکنند، جای خودش را دارد: [انتخاب زیرلایه و بخاربند مناسب](انتخاب و اجرای زیرلایه و بخاربند). یک نکته اما به همینجا مربوط است: فوم ضخیمتر ناترازی کف را جبران نمیکند. فوم زیر بار جمع میشود و ناهمواری دوباره خودش را نشان میدهد، این بار همراه با قفلهایی که در فضای نرمتر بازی میکنند.
اجرای نصب، ردیف به ردیف
از اینجا کار فیزیکی شروع میشود. «زبانه» برجستگی باریک لبهٔ تخته است و «شیار» فرورفتگی لبهٔ مقابل؛ قفل کلیک از جا افتادن این دو در هم ساخته میشود.
پیش از تخته اول: خط شروع، درز انبساط، تعادل ردیف اول و آخر
سه تصمیم اینجا گرفته میشود و هیچکدام پس از چیدن چند ردیف قابل اصلاح نیست.
درز انبساط. دور تا دور کار، میان لبهٔ کفپوش و هر سطح قائم، دستکم ۸ تا ۱۰ میلیمتر فاصله بماند. این عدد حداقل است: در فضای بزرگ و در جایی که رطوبت هوا میان فصلها زیاد بالا و پایین میرود، درز بزرگتری لازم است، چون میزان حرکت کف با ابعادش رابطهٔ مستقیم دارد.
درز انبساط دور هر مانع قائم لازم است، نه فقط دور دیوارها: لولهٔ رادیاتور، چارچوب در، ستون و پایهٔ کابینت هم مانع قائماند و یکی از آنها هم برای قفلکردن کل کف کافی است.
کفی که فقط دور دیوارها درز دارد و لولهٔ رادیاتور آن را گرفته، از وسط بالا میزند و علتش تا وقتی قرنیز برداشته نشود دیده نمیشود. باورِ پشت این خطا این است که درز انبساط یعنی فاصله از دیوار.
عرض ردیف اول و آخر. عرض اتاق را بر عرض تخته تقسیم کنید و باقیمانده را نگاه کنید. اگر باقیمانده ردیف آخری میسازد که محسوستر از یک ردیف کامل باریک است، ردیف اول را از قبل باریک ببرید تا اضافه میان ردیف اول و آخر تقسیم شود و هر دو عرض نزدیک به هم داشته باشند. این کار را برای آن انجام میدهید که ردیف آخر باریک و شکننده درنیاید؛ ردیف بسیار باریک هم لب میپرد و هم زیر بار قفلش را از دست میدهد.
خط شروع. از یک گوشه شروع کنید و به سمت بیرون کار کنید، با زبانهها رو به دیوار. اگر دیوارِ شروع گونیا نیست، یک خط راست به موازات دیوار مقابل بزنید و ردیف اول را با آن خط تنظیم کنید، نه با دیوار.
ردیف اول
ردیف اول مبنای کل کف است و هر انحراف آن در ردیفهای بعد جمع میشود، تا در ردیف آخر به بزرگترین مقدار خودش برسد.
- زبانهٔ طولی تختههای ردیف اول را، یعنی همان لبهای که به دیوار میرسد، با اره ببرید تا لبه صاف شود.
- تخته را با لبهٔ بریده رو به دیوار بگذارید و گوههای فاصلهانداز را میان تخته و دیوار جا بزنید.
- تختههای بعدی همین ردیف را از سمت کوتاه به هم قفل کنید.
- تخته انتهایی را ببرید، جا بزنید و گوههای سمت دیوار را بگذارید.
- راستی کل ردیف را با شمشه یا نخ کنترل کنید، پیش از آنکه ردیف دوم را شروع کنید.
ردیفهای بعدی و قفلکردن کلیک
هر ردیف با یک قطعهٔ بریده شروع میشود تا درزهای سر تخته روبهروی هم نیفتند. سه قید بر این کار حاکم است: اختلاف درز سر تخته میان دو ردیف مجاور دستکم ۲۰ تا ۳۰ سانتیمتر باشد؛ هیچ قطعهای در میدان کف کوتاهتر از حدود ۳۰ سانتیمتر نباشد؛ و دو الگو ساخته نشود، یکی درزهایی که با فاصلهٔ یک ردیف روبهروی هم میافتند و دیگری درزهایی که پلهپله در یک جهت پیش میروند.
عددی که گاهی برای این اختلاف نقل میشود بسیار بزرگتر است و اجرای بهینه را ناممکن میکند؛ برگهٔ سازندهٔ محصول عدد دقیق را میدهد و آن عدد شرط ضمانت هم هست.
روش قفلکردن:
- تخته را با زاویه نگه دارید و زبانهٔ آن را در شیار ردیف قبلی بگذارید. زاویهٔ درست همان است که زبانه بدون فشار و بدون گیر کردن وارد شیار شود؛ عدد دقیقش را پروفیل کلیک همان محصول تعیین میکند.
- لبه را در تمام طول تخته با ردیف قبلی مماس کنید، پیش از آنکه دستتان را پایین بیاورید.
- تخته را پایین بیاورید تا قفل بنشیند.
- سمت کوتاه را با چکشگیر و ضربههای سبک ببندید.
- ناخنتان را روی درز بکشید. اگر گیر کرد، قفل ننشسته است.
درزی که بسته به نظر میرسد و ننشسته، رایجترین خطای این مرحله است. تخته جا رفته، سطح یکنواخت دیده میشود، و قفل فقط بخشی از عمقش درگیر شده است. چند ماه بعد، با اولین چرخهٔ انبساط و انقباض، همان درز باز میشود؛ باورِ پشتش این است که اگر تخته جا رفت پس قفل شده است.
اینجا همان نقطهای است که متن به مرزش میرسد. مقدار فشاری که قفل لازم دارد، ریتم زاویهدادن و پایینآوردن، و صدا و حسی که زیر ناخن میگوید درز نشسته و فقط بسته نشده، با خواندن منتقل نمیشوند. دورهٔ ویدئویی نصب پارکت مدرس همین بخش را نشان میدهد و برای کسی که پیش از شروع میخواهد این حرکت را ببیند، جای متن را میگیرد.
برش: کدام رو به بالا، کدام رو به پایین
لبپریدگی روی رویهٔ تزئینی همیشه در سمتی اتفاق میافتد که دندانهٔ اره از ماده خارج میشود. قاعده از همین یک جمله درمیآید: رویهٔ کار را در سمتی بگذارید که دندانه وارد میشود.
| ابزار | جهت حرکت دندانه | رویهٔ تزئینی |
|---|---|---|
| اره گردبر | رو به بالا | به پایین |
| اره عمودبر با تیغهٔ معمولی | رو به بالا | به پایین |
| اره عمودبر با تیغهٔ معکوس | رو به پایین | به بالا |
| اره دستی | رو به پایین | به بالا |
| اره فارسیبر | رو به پایین | به بالا |
| اره میزی | رو به پایین | به بالا |
خلاصهٔ همان قاعده در یک جمله: ارهٔ رو به بالا برنده رویه را به پایین میخواهد و ارهٔ رو به پایین برنده رویه را به بالا. روی هر ابزاری تیغهٔ ریزدندانه ببندید. یک روش هم هست که برای این ماده کار نمیکند: خط انداختن با کاتر و شکستن. مغزی فشرده به این شکل نمیشکند و لبهاش خرد میشود؛ آن روش به کفپوش وینیل انعطافپذیر تعلق دارد، نه به لمینت.
دور چارچوب در، لوله، کابینت و ستون
چهار مانع رایج، و روش هرکدام:
چارچوب در. چارچوب بریده میشود تا تخته زیرش برود، نه اینکه تخته دور چارچوب بریده شود. ارتفاع برش را با یک تکه از خودِ کفپوش روی یک تکه زیرلایه علامت بزنید و پایین چارچوب را در همان ارتفاع ببرید. تخته که زیر چارچوب برود، درز انبساط پشت آن پنهان میماند و لبه هم تمیز دیده میشود.
لوله. فاصلهٔ لوله تا لبهٔ ردیف را روی تخته بیاورید، سوراخی به قطر لوله بهعلاوهٔ دو برابر درز انبساط دربیاورید، سپس تخته را از پشت سوراخ تا لبه ببرید و آن قطعه را پس از جاگذاری تخته با چسب چوب سر جایش بچسبانید. درز دور لوله با گلِ روکش پوشانده میشود و هرگز با چسب پر نمیشود.
پایهٔ کابینت و ستون. همان درز انبساط دور تا دور لازم است. اگر کابینت پس از کفپوش نصب میشود، کفپوش را زیرش ادامه ندهید مگر آنکه سازنده اجازه داده باشد؛ کابینتی که روی کف شناور بار میگذارد آن را در جایش قفل میکند.
ردیف آخر
فضای باقیمانده معمولاً از یک تخته کمتر است و دیوار مقابل هم بهندرت گونیاست.
- عرض لازم را برای هر قطعه جداگانه اندازه بگیرید، چون دیوارها گونیا نیستند و عرض در طول اتاق تغییر میکند.
- از هر اندازه، درز انبساط را کم کنید. عدد این درز همان عددی است که دور کل کار گرفتهاید و در ردیف آخر کم نمیشود.
- قطعهها را ببرید و یکییکی جا بزنید.
- برای بستن قفل، از میلهٔ کششی استفاده کنید، چون پشت این ردیف جای چکشگیر نیست.
- گوهها را میان قطعه و دیوار بگذارید تا قرنیز نصب شود.
درگاهها، اتاق بعدی و سطوح بزرگتر از حد مجاز
کف شناور در ابعاد بزرگ به درز اتصال نیاز دارد، چون میزان حرکتش با ابعاد رشد میکند و از جایی به بعد از عهدهٔ درز محیطی برنمیآید. عدد مجاز را برگهٔ سازنده میدهد و منابع مختلف اعداد متفاوتی اعلام میکنند. در نبود برگه، عدد کوچکتر را بردارید: حدود ۸ متر در جهت عرض و ۱۲ متر در جهت طول. عدد بزرگتری که گاهی نقل میشود سقف خوشبینانهٔ آن محدوده است و پیشفرض امنی نیست.
جدا از ابعاد، هر درگاه یک نقطهٔ قطع بالقوه است، حتی اگر ابعاد کف از حد مجاز نگذشته باشد. دلیلش هندسی است: کف در درگاه به یک گلوگاه باریک میرسد و حرکت دو فضا از آن باریکه به هم منتقل میشود.
قرنیز، پروفیل و پایان کار
پس از آخرین تخته، گوهها را بردارید و اضافهٔ بخاربند را در ارتفاع کف تمامشده ببرید.
قرنیز به دیوار تثبیت میشود و هرگز به کف. همین یک جمله تفاوت میان کفی است که سالها کار میکند و کفی که با وجود درز درست باد میکند. قرنیز باید درز محیطی را بپوشاند و در همان حال لبهٔ تخته آزادانه زیرش حرکت کند.
پروفیل آستانه در درگاهها هم همین قید را دارد: پیچ پروفیل به بستر میرود، از میان درز و بدون تماس با تختهها. پروفیلی که تخته را به بستر بدوزد، همان کاری را میکند که قرنیز میخشده به کف میکند.
درز محیطی با مادهای سفت پر نمیشود. اگر جایی مانند دور انحنا یا زیر شیشهخور، پوشاندنش با قرنیز ممکن نیست، از درزگیر انعطافپذیر استفاده کنید که پس از خشک شدن هم کشسان بماند.
باوری که این بخش را خراب میکند، این است که هرچه محکمتر بهتر. در کف شناور عکس آن درست است: هر اتصال اضافه یک نقطهٔ قفلشدگی است.
از کجا بفهمید کار درست درآمده
چهار آزمون با دست و چشم انجام میشود و ابزاری نمیخواهد. سه تای اول را پیش از نصب قرنیز انجام دهید، چون پس از آن دیگر به درز محیطی دسترسی ندارید.
- ناخنتان را در طول هر درز سر تخته بکشید. ناخن نباید هیچجا گیر کند یا در شیار بیفتد.
- روی تکتک تختهها پاشنه بگذارید و وزنتان را بیندازید. هیچ تختهای نباید حرکت کند یا صدا بدهد. تختهای که تکان میخورد، یا زیرش گودی است یا قفلش کامل ننشسته.
- دور تا دور کار را نگاه کنید. درز محیطی باید در تمام محیط پیوسته باشد و هیچجا لبهٔ تخته به دیوار یا به لوله یا به چارچوب نچسبد.
- پس از نصب قرنیز، دوباره روی چند تخته کنار دیوار پاشنه بگذارید. قرنیز نباید کف را فشار دهد؛ اگر صدای ساییدگی شنیدید، قرنیز روی لبهٔ تخته نشسته است.
نتیجهٔ این کار در روزِ اتمام هنوز کامل نشده است؛ کف تازه پس از چند هفته به تعادل رطوبتی با محیط میرسد. دو زمان دیگر هم باید نگاه کنید: پس از اولین دورهٔ گرمایش زمستان، و پس از اولین تغییر فصل. آنچه در آن دو نوبت میبینید، درزهایی است که کمی باز شدهاند، که در محدودهٔ طبیعی است، یا لبههایی که بالا زدهاند، که نیست.
خطاهای رایج، علت فیزیکی و باوری که آنها را میسازد
پنج خطای زیر بیشترین سهم را دارند. هر ردیف از نشانه شروع میشود، چون خواننده معمولاً از همانجا وارد میشود.
| نشانه | علت فیزیکی | باوری که آن را میسازد | مرحلهٔ مسبب | اقدام |
|---|---|---|---|---|
| کف در چند نقطه بالا زده و در فصل تغییر دما بدتر میشود | کفپوش جا برای انبساط ندارد و فشار جانبی به بالا آزاد میشود | درز انبساط یعنی فاصله از دیوار | خط شروع، یا قرنیز و پروفیل | قرنیز را بردارید، درز را در تمام محیط و دور هر مانع قائم بازسازی کنید |
| کف زیر و اطراف یک وسیلهٔ سنگین و ثابت بالا زده | وسیله کف را در نقطهای مقید کرده و حرکت به اطرافش منتقل شده | وزن به کف فشار میآورد | پس از پایان کار | وسیله را جابهجا کنید تا کف آزاد شود |
| کف چند ماه پس از نصب باد کرده و رطوبت ظاهری در کار نبوده | بخار آب کفسازی به مغزی رسیده و آن را متورم کرده | کف خشک به نظر میرسید | سنجش رطوبت، یا اجرای بخاربند | کف باید برداشته و رطوبت بستر سنجیده شود |
| جیرجیر و صدا در یک خط مشخص | زیرلایه در آن خط روی هم افتاده و یک برجستگی دائمی ساخته | همپوشانی فوم محکمتر است | اجرای زیرلایه | تختههای آن ناحیه برداشته و لبهٔ فوم مماس اجرا شود |
| درز سر تخته چند ماه بعد باز شده | قفل فقط بخشی از عمقش درگیر شده بوده | اگر تخته جا رفت پس قفل شده | قفلکردن کلیک | تختهها تا آن نقطه باز و دوباره با آزمون ناخن قفل شوند |
بعد از پایان کار چه اتفاقی میافتد
کفی که تازه نصب شده دورهٔ گیرش ندارد. کف بلافاصله قابل تردد و بارگذاری است و از همان لحظه میتوانید وسایل را برگردانید، و انتظاری که گاهی برای «تثبیت شدن» تختهها توصیه میشود، پایهای ندارد. آنچه ادامه دارد چیز دیگری است: کف در هفتههای اول با رطوبت هوای خانه به تعادل میرسد و در تمام عمرش با فصلها اندکی جمع و باز میشود.
آنچه در این مدت باید رعایت کنید، بیشتر از جنس نکردن است تا کردن.
وسیلهٔ سنگین و ثابت نباید کف را در جای خود قفل کند. کابینت بلند، کتابخانهٔ دیواربهدیوار و هر چیزی که به دیوار پیچ میشود و پایهاش روی کفپوش مینشیند، همان کاری را میکند که قرنیز میخشده به کف میکند. مسئله بار نیست، بلکه مقیدکردن است.
رطوبت نسبی خانه را در همان محدودهای نگه دارید که هنگام نصب داشتید. خانهای که زمستان با گرمایش شدید بسیار خشک و تابستان بسیار مرطوب میشود، دامنهٔ حرکت کف را از چیزی که درز محیطی برایش حساب شده بزرگتر میکند.
زیر پایهٔ مبلمان نمد بچسبانید و هیچ وسیلهای را روی کف نکشید. سطح رویهٔ لمینت در برابر سایش مقاوم است و در برابر کشیده شدن یک لبهٔ فلزی نیست.
اکنون کفی دارید که معیارهایش سنجیده شده، آزادی حرکتش حفظ شده و درستی اجرایش آزمون شده است. چیزی که بیش از همه پس از این مرحله خراب میشود، همان درز محیطی است: در نصب پرده، کابینت، در ورودی یا هر کار بعدی، کسی چیزی را از میان درز به بستر پیچ میکند و کف را بیآنکه بداند در جایش قفل میکند.