کدام ساختار، کارِ شماست
پیش از خرید یک پنل، باید بدانید کدامیک از پنج ساختار زیر کارِ شماست. روش اجرا، ابزار و مقدار مصالح، هر سه از همین انتخاب بیرون میآیند.
| ساختار | چه مسئلهای را حل میکند | چه چیزی انتخاب را قطعی میکند |
|---|---|---|
| سقف کاذب یکپارچه | سطح یکدست و بدون درز دیدهشده در سقف، با امکان طرح و نورپردازی | سطح باید یکپارچه دیده شود و دسترسی مکرر به پشت سقف لازم نیست |
| سقف کاذب مشبک (تایلی) | پوشاندن سقف با امکان برداشتن هر قطعه و دسترسی به تأسیسات | پشت سقف تأسیساتی هست که باید بازرسی شود |
| دیوار جداکننده | تقسیم یک فضا به دو فضا، بدون افزودن وزن زیاد | دو طرف دیوار باید فضای مستقل باشند |
| دیوار پوششی | صاف کردن یا پوشاندن دیوار موجود و بردن تأسیسات پشت آن | دیوار قبلی سرِ جایش میماند |
| «باکس» | پوشاندن کانال، لوله یا تیری که از سقف یا دیوار بیرون زده است | یک مانع مشخص باید پنهان شود |
سقف یکپارچه خودش دو روش سازهگذاری دارد، یکطرفه و دوطرفه. کدامیک مجاز است به مساحت سقف، دهانه و ارتفاع آویزگیری بستگی دارد، و شرطش را در بخش اجرای سقف میخوانید.
اجزای سیستم و انواع پنل
صفحهٔ روکشدار گچی و لبههایش
«صفحهٔ روکشدار گچی» یک لایهٔ گچ فشرده است که هر دو رویش با کاغذ مقاوم پوشانده شده. کاغذ، نه یک روکش تزئینی، بلکه بخشی از مقاومت صفحه است؛ به همین دلیل پاره شدن کاغذ در محل پیچ اهمیت دارد.
ضخامت رایج پنل ۱۲.۵ میلیمتر است. عرض آن ۱۲۰ سانتیمتر و طولش معمولاً ۲۴۰ یا ۲۵۰ سانتیمتر. این دو عدد آخر بعداً تعیین میکنند سازهها را چند سانتیمتر از هم بگذارید، چون درز عرضی دو پنل باید روی یک سازه بنشیند.
پنل در یک ضلع طولی خود «لبهٔ باریکشده» دارد: شیبی ملایم که ضخامت را در چند سانتیمتر آخر کم میکند. دو پنل که کنار هم مینشینند، این دو لبه را کنار هم میگذارند و گودی حاصل، جای نوار و بتونه است.
چهار خانوادهٔ پنل
| خانواده | کجا به کار میآید | نشانهٔ شناسایی |
|---|---|---|
| پنل معمولی | فضاهای خشک: اتاق، پذیرایی، راهرو | روکش روشن و بدون علامت ویژه |
| پنل مقاوم رطوبت | فضاهای با رطوبت بالا و پاشش گاهبهگاه: اطراف سینک، سرویس بهداشتی دور از دوش | روکش سبز |
| پنل مقاوم حریق | جایی که مجموعه باید مقاومت در برابر آتش داشته باشد | روکش قرمز یا صورتی و هستهٔ الیافدار |
| پنل سیمانی | تماس مستقیم و مداوم با آب: داخل کابین دوش، محیط بخار | سطح سیمانی خاکستری و زبر، بدون روکش کاغذی |
نام بازاری این پنلها از فروشندهای به فروشندهٔ دیگر فرق میکند، پس به رنگ روکش و به جنس سطح نگاه کنید و نه به نامی که روی فاکتور نوشته میشود. اگر پنلِ نوعِ لازم در بازار شما موجود نبود، آن ناحیه با پنل معمولی اجرا نمیشود؛ کار همانجا متوقف میماند تا پنل درست تهیه شود.
سازهها، آویزها و اتصالات
قاب فولادی از چند قطعه با کار مشخص ساخته میشود:
- سازهٔ سقفی (F۴۷ یا CD۶۰): پروفیل اصلی سقف کاذب، هم در نقش باربر و هم در نقش پانلخور.
- نبشی L۲۵ و رانر UD۲۸: قطعهٔ پیرامونی که دور تا دور اتاق روی دیوار مینشیند و لبهٔ سقف را نگه میدارد.
- استاد CW و رانر UW: پروفیل قائم و پروفیل افقی دیوار جداکننده.
- «آویز»: قطعهای که سقف کاذب را به سقف اصلی وصل میکند و بار آن را بالا میبرد. انواع رایجش نانیوس، براکت و آویز ترکیبیاند و هرکدام محدودهٔ ارتفاع کار خودشان را دارند.
- «فشنگ اتصال»: پیچ چاشنیدار که آویز را به بتن سقف میدوزد.
- «کلیپس»: قطعهٔ اتصال دو سازه به یکدیگر، در محل تقاطع.
- «پیچ پانل» (TN): پیچ ریزرزوه با سر تخت که پنل را به سازه میبندد و در گچ فرو میرود.
مواد درزگیری و عایق
«بتونهٔ درزگیر» مادهٔ مخصوص پر کردن درز میان دو پنل است و با گچ ساختمانی یکی نیست. «نوار درزگیر» نواری کاغذی یا توری با عرض کم است که داخل بتونه مینشیند و درز را در برابر ترک مهار میکند. «درزبند» نوار نرمی است که زیر رانر و پشت نبشی قرار میگیرد تا لرزش و صدا از اتصال عبور نکند. پشم معدنی هم داخل حفرهٔ دیوار یا سقف، برای کاهش صدا و در ساختارهای دارای گواهی، برای مقاومت در برابر آتش به کار میرود.
ابزار لازم
بدون اینها کار پیش نمیرود:
- تراز لیزری یا شلنگ تراز، برای انتقال یک ارتفاع ثابت به چهار دیوار.
- ریسمان رنگی، برای زدن خط مستقیم روی دیوار و سقف.
- پیچکن دارای تنظیم عمق. این ابزار پیچ را تا عمق مشخصی میراند و همانجا رها میکند؛ بدون آن، سر پیچ یا بیرون میماند یا کاغذ روکش را پاره میکند.
- دستگاه چاشنیزن، برای دوختن آویز و نبشی به بتن.
- قیچی ورق و کاتر تیز، برای بریدن سازه و پنل.
- ماله و لیسه، برای بتونه.
- سنباده با دستهٔ بلند، برای پرداخت.
کار را تمیزتر و سریعتر میکنند: پخزن دستی، رندهٔ لبه، جک نگهدارندهٔ پنل سقفی و تراز مگنتی.
یک نکته دربارهٔ ابزار اتصال، که در بازار جابهجا گفته میشود: پنل را دستگاه چاشنیزن نمیبندد، بلکه پیچکن با پیچ پانل میبندد. کار دستگاه چاشنیزن اتصال قطعات فولادی به بتن است و بس.
آنچه با ابزار نامناسب بریده شود، لبهاش خرد میشود و دیگر بتونهپذیر نیست؛ برش با ارهٔ کند یا کاتر تیغهشکسته همین را تولید میکند.
پیش از شروع: شرایط کارگاه و نگهداری مصالح
- کارهای تر ساختمان را تمامشده و خشک تحویل بگیرید. گچکاری، کفسازی و سفتکاری، همه رطوبت آزاد میکنند و این رطوبت به پنل میرسد.
- پنلها را خوابیده روی یک سطح صاف و خشک انبار کنید. پنلی که ایستاده به دیوار تکیه داده باشد، تاب برمیدارد.
- پنلها را چند روز پیش از نصب داخل همان فضا بگذارید تا دما و رطوبتشان با فضا یکی شود.
- مسیر لوله و سیم را پیش از بستن پنل اجرا و کنترل کنید. بعد از پیچ شدن پنل، هر تغییری یعنی بریدن سطح.
شرط محیط: بتونه در فضای سرد و مرطوب درست خشک نمیشود و درز بعداً ترک میخورد.
آن پنل تاببرداشته را با پیچ نمیتوان صاف کرد. باوری که این خطا را میسازد این است که پیچ هر انحنایی را میخواباند؛ در عمل پیچ فقط پنل را به سازه میچسباند و تاب، خودش را روی سطح نهایی و زیر نور نشان میدهد.
ایمنی کار
خطر این کار در نخستین برخورد بیشترین است، چون ابزارش کوچک و بیآزار به نظر میرسد.
- دستگاه چاشنیزن با فشار انفجاری کار میکند و پیچ را تا داخل بتن میراند. هرگز آن را به سمت کسی نگیرید، پیش از هر شلیک تماس کاملش با سطح را کنترل کنید، و روی سطح ترکخورده یا نازک شلیک نکنید.
- برش و سنباده گرد گچ تولید میکند. ماسک و محافظ چشم را در تمام مدت روی صورت نگه دارید.
- پنل تمامقد را دو نفر جابهجا میکنند. حمل یکنفرهٔ پنل سقفی، هم پنل را میشکند و هم کمر را.
- نردبان روی سطح تراز و باز شده بایستد و بالاترین پله جای ایستادن نیست.
هشدار ابزار چاشنیدار: تا وقتی انگشت روی ماشه نرفته، دستگاه را پر نکنید و پس از پایان کار خشاب را خالی کنید.
باوری که پشت بیشتر حادثههای این ابزار نشسته این است که چون دستگاه کوچک است، خطرش هم کوچک است. اندازهٔ دستگاه با انرژیای که آزاد میکند نسبتی ندارد.
اجرای سقف کاذب یکپارچه، گامبهگام
سقف یکپارچه از دو لایهٔ سازه ساخته میشود که زیر سقف اصلی از آویز آویختهاند: لایهٔ بالایی بار را میگیرد و لایهٔ پایینی پنل را میگیرد.
خط تراز و انتخاب ارتفاع آویزگیری
- تعیین کنید سقف کاذب چقدر پایینتر از سقف اصلی بنشیند. این ارتفاع را از آنچه باید از فضای بالای سقف عبور کند بگیرید: بلندترین کانال یا لوله، بهعلاوهٔ فضای لازم برای دست بردن و بستن، بهعلاوهٔ ارتفاع کار آویزی که انتخاب کردهاید.
- همان ارتفاع را با تراز لیزری روی هر چهار دیوار منتقل کنید.
- نقطهها را با ریسمان رنگی به هم وصل کنید تا یک خط پیوستهٔ دور تا دور اتاق داشته باشید.
عددی که در بازار بهعنوان قاعده تکرار میشود، فاصلهٔ ثابت ده تا پانزده سانتیمتر از سقف اصلی، برای اتاقی بدون کانال درست درمیآید و برای اتاقی با کانال کولر یا با شیار نور مخفی درنمیآید. اگر روی این سقف نور مخفی اجرا میشود، ارتفاع را پیش از زدن خط تراز با [شیار نور مخفی و ارتفاعی که میخواهد](موضوع: اجرای نور مخفی در سقف) تطبیق دهید، چون بعد از بستن سازه دیگر قابل تغییر نیست.
نبشی و رانر پیرامونی
- نبشی L۲۵ یا رانر UD۲۸ را روی خط تراز بگذارید.
- پشت نبشی نوار درزبند بچسبانید.
- نبشی را با پیچ و رولپلاک به دیوار ببندید. آنجا که نبشی بار لبهٔ سقف را میگیرد، فاصلهٔ این اتصالها از ۳۰ سانتیمتر بیشتر نشود.
سازهٔ بلندی که دو سرش روی همین نبشی مینشیند، بار خودش را هم به دیوار منتقل میکند؛ به همین دلیل فاصلهٔ اتصال نبشی یک عدد اجرایی است و نه یک جزئیات ظاهری.
انتخاب و نصب آویز
- نوع آویز را بر اساس ارتفاعی که در گام اول تعیین کردید انتخاب کنید. برای فاصلههای کم براکت و برای فاصلههای بیشتر آویز نانیوس یا ترکیبی به کار میآید.
- محل آویزها را روی سقف اصلی علامت بزنید. فاصلهٔ آویزها از یکدیگر بسته به نوع آویز میان ۶۵ تا ۷۵ سانتیمتر است.
- آویزها را با فشنگ اتصال به سقف اصلی بدوزید.
فاصلهٔ اولین آویز و اولین سازه از دیوار کمتر از فاصلهٔ میان دو آویز میانی گرفته میشود؛ عدد دقیقش را از برگهٔ همان سیستم بخوانید، چون با نوع آویز فرق میکند.
شبکهٔ باربر
- سازههای باربر را موازی هم و عمود بر جهتی که پنلها چیده میشوند نصب کنید.
- فاصلهٔ میان دو سازهٔ باربر را تا ۱۲۰ سانتیمتر بگیرید.
- هر سازهٔ باربر را با قطعهٔ خودش به آویز مهار کنید.
هر بار اضافی روی این سقف، مثلاً بدنهٔ سنگین چراغ یا لایهٔ دوم پنل، ردهٔ بار را عوض میکند و فاصلهها را باید از جدول بارگذاری همان سیستم خواند.
شبکهٔ پانلخور و فاصلهٔ آن
سازهٔ پانلخور، لایهٔ زیرین شبکه است و پنل مستقیماً به آن پیچ میشود. فاصلهٔ این سازهها تنها عددی است که اگر اشتباه گرفته شود، خرابیاش تا ماهها بعد پیدا نمیشود.
| وضعیت | حداکثر فاصلهٔ سازهٔ پانلخور |
|---|---|
| پنل ۱۲.۵ میلیمتری، بدون الزام حریق | ۵۰ سانتیمتر |
| پنل ۱۲.۵ میلیمتری، با الزام حریق | ۴۰ سانتیمتر |
| پنل با طول ۲۵۰ سانتیمتر | ۵۰ سانتیمتر، تا درز عرضی روی سازه بیفتد |
| پنل با طول ۲۴۰ سانتیمتر | ۴۰ سانتیمتر، تا درز عرضی روی سازه بیفتد |
- جهت سازهٔ پانلخور را عمود بر سازهٔ باربر بگیرید.
- فاصله را از جدول بالا انتخاب کنید و روی سازهٔ باربر علامت بزنید.
- هر تقاطع را با کلیپس ببندید.
عدد ۶۰ سانتیمتر که در بسیاری از راهنماها بهعنوان فاصلهٔ استاندارد هر دو لایه معرفی میشود، برای پانلخور از حد مجاز بیرون است و برای باربر از حد لازم تنگتر. یعنی همان عدد، همزمان سقف را ضعیف و کار را گران میکند.
حد فاصله: با پنل ۱۲.۵ میلیمتری هرگز از ۵۰ سانتیمتر عبور نکنید. سطحی که میان دو سازه دهانهٔ بیشتری داشته باشد، بهمرور پایین میآید و درزهایش باز میشود.
چیدن و پیچ کردن پنل
- پنل اول را از یک گوشه شروع کنید و لبهٔ باریکشده را به لبهٔ باریکشدهٔ پنل بعدی برسانید.
- درزهای عرضی ردیفهای مجاور را جابهجا بچینید تا چهار گوشهٔ پنل در یک نقطه جمع نشوند.
- پنل را با جک یا با کمک نفر دوم به سازه بچسبانید.
- پیچها را با فاصلهٔ ۱۷ سانتیمتر از هم بزنید.
- هر پیچ را حدود ۱ میلیمتر پایینتر از سطح پنل بنشانید، بدون آنکه کاغذ روکش پاره شود.
- پیچ را نزدیکتر از حدود ۱ سانتیمتر به لبهٔ پنل نزنید.
تیپ A یا تیپ B: کدامیک مجاز است
در سازهگذاری دوطرفه، که تیپ A نامیده میشود، دو لایهٔ باربر و پانلخور عمود بر هم مینشینند و شبکهای شطرنجی میسازند. در سازهگذاری یکطرفه، تیپ B، فقط یک لایه سازه وجود دارد که همزمان بار میگیرد و پنل هم میگیرد.
روش یکطرفه ارزانتر و سریعتر است، اما شرط دارد: مساحت سقف باید کوچک بماند، دهانه محدود باشد، و ارتفاع آویزگیری کم باشد. بیرون از این سه شرط، تنها گزینهٔ مجاز سازهگذاری دوطرفه است. حدود عددی این سه شرط را از برگهٔ فنی همان سیستم بگیرید. این دو، دو سلیقهٔ اجرایی نیستند که بتوان به دلخواه میانشان انتخاب کرد.
وقتی سقف به کانال کولر، لولهٔ فاضلاب یا تیر بیرونزده میرسد، آن مانع با یک ساختار جداگانه پوشانده میشود. روش کار در پوشاندن کانال و تیرِ بیرونزده آمده است.
اجرای سقف مشبک (تایلی)
سقف مشبک از یک شبکهٔ فلزیِ در معرض دید و «تایل»هایی ساخته میشود که آزادانه داخل خانههای شبکه میافتند و هر وقت لازم شد برداشته میشوند. متعارفترین حالتش شبکهٔ ۶۰ در ۶۰ سانتیمتر است.
- پیش از هر کار، چیدمان شبکه را روی کاغذ ببندید. اندازهٔ اتاق را بر مدول شبکه تقسیم کنید و باقیمانده را میان دو لبهٔ مقابل نصف کنید تا تقارن برش تایل لبه حفظ شود.
- نبشی پیرامونی را روی خط تراز، دور تا دور اتاق ببندید.
- سپریهای اصلی را موازی هم و بر اساس چیدمان نصب کنید و از سقف اصلی بیاویزید.
- سپریهای فرعی را عمود بر سپری اصلی جا بزنید تا خانههای شبکه بسته شود.
- تایلهای کامل را از وسط اتاق بچینید.
- تایلهای لبه را اندازه بگیرید، ببرید و در آخر جا بگذارید.
اگر چیدن را از یک گوشه شروع کنید و پیش بروید، همهٔ باقیمانده در دیوار مقابل جمع میشود و یک نوار باریک و ناهماهنگ میسازد که با هیچ ترفندی بعداً اصلاح نمیشود.
اجرای دیوار جداکننده، گامبهگام
دیوار جداکننده وزن ساختمان را حمل نمیکند، اما باید بایستد، صدا را کم کند و بار روزمرهٔ زندگی را تحمل کند. قابِ مرجعِ این دیوار، نه چوب، بلکه استاد و رانر فولادی سرد نورد است؛ جدولهای ارتفاع مجاز و بار مجاز همه بر همین قاب صادر شدهاند.
- خط دیوار را روی کف بزنید و با شاقول یا لیزر به سقف منتقل کنید.
- پشت رانر کف و رانر سقف نوار درزبند بچسبانید.
- رانرها را با فاصلهٔ حداکثر ۶۰ سانتیمتر میان اتصالها به کف و سقف ببندید.
- استادها را داخل رانر بگذارید و فاصلهٔ آنها را حداکثر ۶۰ سانتیمتر بگیرید. برای دیواری که کاشی میخورد، فاصله را به ۴۲ سانتیمتر یا کمتر بیاورید.
- لوله و سیم را از سوراخهای آمادهٔ استاد عبور دهید.
- پنلهای طرف اول را قائم ببندید. فاصلهٔ پیچ روی دیوار ۲۵ سانتیمتر است.
- پنل را کفخواب نکنید؛ ۱ تا ۱.۵ سانتیمتر بالاتر از کف نگه دارید و این فاصله را بعداً با درزبند پر کنید.
- عایق را داخل حفره جا دهید.
- پنلهای طرف دوم را ببندید، طوری که درزهای این طرف روبهروی درزهای طرف اول نیفتند و هر درز طولی به اندازهٔ یک فاصلهٔ استاد جابهجا باشد.
فاصلهٔ کف: پنلی که روی کف نشسته باشد، آب شستوشو و رطوبت کف را بالا میکشد و لبهاش پوک میشود. این فاصله باید بماند و با درزبند پر شود.
باوری که پنل را به کف میچسباند این است که هرچه اتصال سفتتر باشد دیوار محکمتر است. استحکام دیوار از قاب میآید و نه از تماس پنل با کف.
دیوارهایی که در ارتفاع بلندند، بازشوی درب دارند، دولایهاند یا باید صدا را جدی بگیرند، جزئیات دیگری میخواهند. آن جزئیات در [بازشوی درب و دیوارهای بلند](موضوع: اجرای دیوار کناف در حالتهای خاص) آمده است.
دیوار پوششی
دیوار پوششی روی یک دیوار موجود مینشیند تا سطح ناصاف را بپوشاند یا تأسیسات را پشت خود ببرد. دو روش دارد و انتخاب میان آن دو، به وضعیت دیوار زیرین بستگی دارد.
روش با سازه: استاد و رانر روی دیوار قدیمی بسته میشود و پنل به آن پیچ میخورد. فضای خالی میان دو دیوار، مسیر لوله و سیم میشود.
روش چسبی: پنل با ملات مخصوص مستقیماً به دیوار میچسبد. این روش تنها وقتی مجاز است که سلامت و خشکی دیوار زیرین محرز باشد و سطحش کموبیش صاف بماند و چیزی قرار نباشد از پشت پنل عبور کند.
دیوار آجری قدیمیِ موجدار روش چسبی را از دستور خارج میکند، چون ملات نمیتواند اختلاف چند سانتیمتری سطح را جبران کند.
درزگیری، بتونه و کیفیت سطح
پر کردن درز و نشاندن نوار
- سطح و درز را از گرد و خردهگچ پاک کنید.
- لایهٔ اول بتونهٔ درزگیر را داخل گودی درز بکشید. درز با گچ ساختمانی یا ملات پر نمیشود، بلکه فقط با بتونهٔ مخصوص درزگیری پر میشود؛ هر مادهٔ دیگری در همان اتصال ترک میدهد.
- نوار درزگیر را روی بتونهٔ تازه بنشانید و با ماله فشار دهید تا هوا زیرش نماند.
- لایهٔ دوم را روی نوار بکشید و پهنتر از لایهٔ اول ببرید.
- سر پیچها را جداگانه بتونه بزنید.
- پس از خشک شدن کامل، سطح را سنباده بزنید. شرط محیطی که در بخش شرایط کارگاه آمد، اینجا اعمال میشود.
نواری که با هوای زیرش بسته شود، بعد از رنگ به شکل یک برجستگی طولی خودش را نشان میدهد و اصلاحش یعنی تراشیدن همان درز و شروع دوباره.
لبهٔ برشخورده و پخزدن
لبهٔ کارخانهای پنل گودی دارد، اما هر لبهای که خودتان بریدهاید صاف است و جایی برای بتونه باقی نمیگذارد.
- لبهٔ برشخورده را با پخزن یا کاتر زاویهدار بتراشید تا یک «پخ» در طول لبه ایجاد شود.
- دو لبهٔ پخخورده را کنار هم بگذارید تا گودی لازم برای نوار و بتونه ساخته شود.
- سپس مثل هر درز دیگری بتونه و نوار بزنید.
سطح شما باید تا کدام درجه پرداخت شود
سطح گچی درجهبندی دارد و کار وقتی تمام است که به «درجهٔ کیفیت سطح» متناسب با پوشش نهایی رسیده باشد. این تنها معیاری است که میگوید بتونهکاری را کجا باید متوقف کرد.
| درجه | چه چیزی انجام شده | برای چه پوششی کافی است |
|---|---|---|
| Q1 | درز پر شده، نوار نشسته، سر پیچها پوشانده شده | زیرکار کاشی و پوششهای ضخیم |
| Q2 | افزون بر Q1، بتونه تا سطح پنل یکدست شده و سنباده خورده | رنگ و کاغذ دیواری متعارف |
| Q3 | افزون بر Q2، پهنای بتونه بیشتر شده و منافذ سطح پر شده | رنگ مات صاف و کاغذ دیواری ظریف |
| Q4 | افزون بر Q3، کل سطح با لایهای نازک پوشانده شده | رنگ براق، پوشش صاف، و هر سطحی که نور مورب میگیرد |
خطایی که بیشترین شکایت را بعد از رنگ میسازد همین است: سطح زیر دست صاف است و زیر چراغ سقفی هم بیعیب دیده میشود، اما نور مورب پنجره خط درز را بیرون میکشد. باوری که آن را میسازد این است که صاف بودن سطح یعنی تمام بودن کار؛ در حالی که درجهٔ لازم را نه دست، بلکه پوششی که قرار است روی سطح بیاید تعیین میکند.
تا اینجا هر عددی که لازم بود روی کاغذ آمد. آنچه با متن منتقل نمیشود، فشار و زاویهٔ ماله هنگام نشاندن نوار و لحظهای است که پیچکن را باید رها کرد؛ اینها را با دیدن و تکرار زیر نظر کسی یاد میگیرید که خطا را در همان لحظه میگیرد. دورهٔ آموزش کنافکاری مدرس همین کار را از ابتدا تا انتها پوشش میدهد.
وقتی شرایط فرق میکند: رطوبت، حریق، سطح کاشیخور
سه شرط، روش کار را واقعاً عوض میکنند. بقیهٔ تفاوتها تفاوت طرحاند و نه تفاوت روش.
رطوبت را با یک حکم کلی نمیتوان حل کرد، چون میزان تماس با آب در یک سرویس بهداشتی از دیواری به دیوار دیگر فرق میکند.
پنل معمولی در کابین دوش، ظرف چند ماه از پشت پوک میشود و کاشیها با ملاتشان جدا میافتند، حتی وقتی سطح بیرونی هنوز سالم به نظر میرسد.
دربارهٔ آتش، آنچه در بازار بهصورت «این سازهها ضدحریقاند» گفته میشود، دقیق نیست. هستهٔ گچی بهسختی میسوزد، اما مقاومت در برابر حریق خاصیت کل مجموعه است و نه خاصیت پنل: نوع پنل، تعداد لایه، فاصلهٔ سازه، نوع پیچ و عایق داخل حفره، همه با هم آن مقاومت را میسازند. با پنل معمولی و جزئیات دلخواه، هیچ کد حریقی به دست نمیآید.
جایی که روی دیوار کاشی مینشیند، دو چیز عوض میشود: فاصلهٔ استاد به ۴۲ سانتیمتر یا کمتر میآید، و پوشاندن دیوار با دو لایه پنل بهجای یک لایه توصیهٔ سازندهٔ سیستم است. وزن کاشی و ملات روی سطحی مینشیند که خودش تکیهگاه ندارد، و فاصلهٔ استاد تنها چیزی است که آن وزن را به قاب میرساند.
برآورد مقدار مصالح
مقدار مصالح از فاصلههایی بیرون میآید که در بخشهای اجرا انتخاب کردید. بنابراین پیش از شمردن، فاصلهٔ سازهها و تعداد لایههای کار خودتان را روی کاغذ داشته باشید.
| قلم | چطور شمرده میشود |
|---|---|
| پنل | مساحت سطح تقسیم بر مساحت هر پنل، بهعلاوهٔ پرت برش |
| سازهٔ پانلخور | طول ضلعی که سازه در آن تکرار میشود تقسیم بر فاصلهٔ انتخابی، بهعلاوهٔ یک، ضرب در طول هر ردیف |
| سازهٔ باربر | همان محاسبه با فاصلهٔ باربر و در جهت عمود |
| آویز | طول هر ردیف باربر تقسیم بر فاصلهٔ آویز، بهعلاوهٔ یک، ضرب در تعداد ردیفها |
| نبشی پیرامونی | محیط اتاق |
| پیچ پانل | مساحت پنل تقسیم بر فاصلهٔ پیچ روی هر سازه |
| نوار و بتونه | طول کل درزها، از روی همان چیدمانی که برای پنل کشیدید |
برای اتاقی به ابعاد ۴ در ۳ متر با پنل ۱۲.۵ میلیمتری و سقف یکپارچه، شمارش اینطور پیش میرود. مساحت سقف ۱۲ متر مربع است و هر پنل ۱۲۰ در ۲۵۰ سانتیمتر، یعنی ۳ متر مربع؛ پس ۴ پنل کامل لازم است و در عمل با پرت، ۵ پنل. سازهٔ پانلخور با فاصلهٔ ۵۰ سانتیمتر در امتداد ضلع ۳ متری تکرار میشود: ۶ فاصله و ۷ ردیف، هر ردیف ۴ متر، جمعاً ۲۸ متر سازه. سازهٔ باربر با فاصلهٔ ۱۲۰ سانتیمتر در امتداد ضلع ۴ متری میآید: ۵ ردیف ۳ متری، جمعاً ۱۵ متر. آویزها با فاصلهٔ ۷۵ سانتیمتر روی هر ردیف باربر مینشینند: ۵ آویز در هر ردیف و ۲۵ آویز در کل سقف.
پرت برش: پرت را از روی چیدمان واقعی پنل روی پلان حساب کنید و نه با یک درصد سرانگشتی. اتاقی با ابعاد نامنظم یا با یک باکس در وسط، پرت بهمراتب بیشتری تولید میکند.
بعد از اتمام کار: چه چیزی را میتوان به کناف آویخت
پشت پنل، حفرهٔ خالی است و قاب فولادی فقط در فاصلههای مشخصی از آن عبور میکند. بار روی این سطح، بسته به اینکه به پنل بسته شود یا به قاب، دو داستان کاملاً متفاوت است.
| نوع اتصال | حدود بار روی یک لایه پنل ۱۲.۵ میلیمتری |
|---|---|
| قلاب سبک، برای قاب عکس و اشیای کوچک | تا حدود ۱۵ کیلوگرم |
| رولپلاک توخالی پلاستیکی | حدود ۲۵ کیلوگرم |
| رولپلاک توخالی فلزی | حدود ۳۰ کیلوگرم |
| اتصال مستقیم به استاد یا به تراورس فولادی | بیشتر؛ عدد مجاز را از برگهٔ همان سیستم بخوانید |
روی دیوار دولایه، همین اعداد بالاتر میروند و مقدارشان در برگهٔ سیستم آمده است. برای بار کنسولی، یعنی کابینت یا قفسهای که از دیوار بیرون میزند، ظرفیت دیوار تکقابِ یکلایه از دیوار دولایه کمتر است و هر باری سنگینتر از حد جدول باید مستقیماً به استاد یا به یک تراورس فولادی میان دو استاد منتقل شود.
بار سقفی: هیچ باری از پنل سقف گرفته نمیشود. لوستر، پروژکتور و پایهٔ پرده از سقف اصلی یا از سازهٔ تقویتی آویخته میشوند و پنل فقط از کنارشان عبور میکند.
آزمون درستی: از کجا بفهمید کار درست درآمده
بخشی از نتیجهٔ این کار همان روز دیده میشود و بخشی ماهها بعد. این فهرست هر دو را پوشش میدهد.
پیش از درزگیری:
- تختبودن سطح را با شمشه در چند جهت کنترل کنید و از زیر آن به نور نگاه کنید. هیچ درز نوری میان شمشه و سطح نباید بماند.
- کف دست را وسط دهانهٔ میان دو سازه فشار دهید. سطح نباید حرکت کند و صدای خالی ندهد.
- روی سر پیچها دست بکشید تا از نشستن همهٔ آنها زیر سطح مطمئن شوید. هیچ کاغذی هم نباید دور پیچ پاره باشد.
- جابهجایی درزها را نگاه کنید. هیچ چهار گوشهای نباید در یک نقطه جمع شده باشد.
- در دیوار، فاصلهٔ پنل از کف باید یکنواخت و باز باشد.
بعد از رنگ و در ادامهٔ کار:
- سطح را زیر نور مورب، از کنار، دوباره ببینید. خط درز نباید سایه بیندازد.
- پس از اولین دورهٔ گرمایش یا سرمایش ساختمان، درزها را از نزدیک بررسی کنید. ترکهای موییِ ناشی از حرکت ساختمان در همین دوره خودشان را نشان میدهند.
خطاهای رایج، علتشان و کاری که باید کرد
الگوی خودِ خرابی معمولاً میگوید کدام گام اشتباه اجرا شده است.
ترک روی خط درز
نشانه: خطی مستقیم و باریک، دقیقاً در محل اتصال دو پنل.
علت: درزی که نوار در آن نشسته باشد ترک برنمیدارد؛ ترک از نبود نوار، از هوای زیر نوار، یا از پر شدن درز با مادهٔ نامناسب میآید.
باور پشت آن: اینکه بتونه بهتنهایی درز را میبندد.
آزمون: ترک را کمی بتراشید و ببینید زیر آن نواری هست یا نه.
اقدام: درز را تا زیر بتونه باز کنید، دوباره بتونه بکشید، نوار را بنشانید و لایهٔ رویی را پهنتر ببرید.
شکمدادن سقف
نشانه: افتادگی ملایم سطح میان دو سازه، که زیر نور مورب دیده میشود.
علت: دهانهٔ زیاد میان سازههای پانلخور، یا بار اضافی روی سقفی که برای آن طراحی نشده.
تصور پشت آن: اینکه ۶۰ سانتیمتر فاصلهٔ استاندارد هر دو لایهٔ سازه است.
آزمون: فاصلهٔ سازهها را از پشت یک دریچه یا با گیریاب اندازه بگیرید و با جدول فاصلهها بسنجید.
اقدام: در سطح کوچک، سازهٔ میانی اضافه کنید. در سطح بزرگ، پنل باز و شبکه اصلاح میشود.
بیرونزدن سر پیچ و ترکیدن روکش
نشانه: برجستگیهای ریز و منظم روی سطح رنگشده، یا حلقهٔ پارهشدهٔ کاغذ دور پیچ.
علت: پیچکن بدون تنظیم عمق، یا پیچ زدهشده روی سازهای که سفت نبوده.
فرضی که آن را میسازد: اینکه پیچ هرچه محکمتر بسته شود بهتر است.
آزمون: انگشت را روی سطح بکشید؛ سرِ بیرونزده با دست حس میشود.
اقدام: پیچ معیوب را دربیاورید، حدود ۵ سانتیمتر آنطرفتر پیچ تازه بزنید و هر دو جای را بتونه کنید.
زردی و لکهٔ نم
نشانه: لکهٔ زرد یا قهوهای با حاشیهٔ نامنظم، معمولاً در سقف یا پای دیوار.
علت: رسیدن آب به هستهٔ گچی، از نشت لوله، از رطوبت پشت دیوار، یا از تماس لبهٔ پنل با کف مرطوب.
تصور نادرست همراه آن: اینکه چون پنل رنگ خورده است، در برابر آب محافظت شده.
آزمون: منبع آب را پیدا کنید؛ لکهٔ فعال با گذشت روزها بزرگ میشود و لکهٔ قدیمی ثابت میماند.
اقدام: تا وقتی منبع آب بسته نشده، سطح را ترمیم نکنید. پس از خشک شدن کامل، پنل آسیبدیده تعویض میشود؛ هستهٔ خیسشده مقاومتش را پس نمیگیرد.
ترک از گوشهٔ بازشو
نشانه: ترکی که با زاویه از گوشهٔ در یا پنجره بیرون میزند.
علت: افتادن درز پنل درست روی گوشهٔ بازشو، جایی که تنش ساختمان متمرکز میشود.
انگیزهٔ پشت آن: اینکه پنل را باید طوری برید که کمترین پرت را بدهد.
آزمون: امتداد ترک را بگیرید و ببینید به گوشهٔ بازشو میرسد یا نه.
اقدام: هنگام اجرا، پنل را به شکل حرف L برش بزنید تا درز از گوشهٔ بازشو فاصله بگیرد. در کار اجراشده، ترک باز و با نوار مهار میشود.
اعداد رسمی هر سیستم را کجا بخوانید
فاصلهٔ سازه، فاصلهٔ آویز و جزئیات اتصال با ضخامت پنل، با نوع آویز، با ردهٔ بار و با الزام حریق تغییر میکنند. سند مرجع این اعداد، برگهٔ فنی همان ساختاری است که اجرا میکنید و سازندهٔ سیستم منتشرش میکند.
در آن برگه دنبال چهار چیز بگردید: جدول ردهٔ بار، حداکثر فاصلهٔ آویز، حداکثر فاصلهٔ سازه بر حسب ضخامت پنل، و نقشهٔ جزئیات اتصال به دیوار و سقف.
هر ردیف آن جدولها یک شرط دارد و یک عدد. برای نمونه، یک ردیف میگوید با کدام ضخامت پنل و در کدام حالت حریق، حداکثر فاصلهٔ سازهٔ پانلخور چقدر است. اگر شرطِ ردیف با کار شما نمیخواند، عدد آن ردیف هم به کار شما نمیآید.
مسیر تمرین: از اولین دیوار تا کاری که قابل تحویل است
ترتیبی که خطا در آن کمترین هزینه را دارد، از دیوار شروع میشود و نه از سقف. یک دیوار پوششی کوتاه در انباری یا پارکینگ، همهٔ مهارتهای پایه را میطلبد و اگر خراب شود، چیزی از دست نمیرود.
پس از آن یک دیوار جداکنندهٔ کوچک بسازید تا قاببندی و ترتیب پوشاندن دو طرف جا بیفتد. سقف را آخر بگذارید، چون هم بالای سر کار میکنید و هم خطای فاصلهٔ سازه در آن دیرتر پیدا و گرانتر تمام میشود.
از میان همهٔ مهارتهای این کار، دو تا با تکرار جا میافتند و نه با خواندن: نشاندن سر پیچ در عمق درست، و کشیدن لایهٔ نازک بتونه بدون رد ماله. هر دو را روی قطعههای دورریز تمرین کنید تا روی کار اصلی رفتن با آنها آسان شود.
حالا میتوانید یک سقف و یک دیوار را کامل اجرا کنید و درستی کار خودتان را بسنجید. آنچه بعد از این بیش از هر چیز دیگری خراب میشود، شتاب در درزگیری است: بتونهای که پیش از خشک شدن لایهٔ زیرین کشیده شود، چند هفته بعد به شکل ترک و سایه برمیگردد و کل سطح را دوباره به کار میاندازد.